جملات و داستانهای زیبا وآموزنده

جملات و داستانهای زیبا وآموزنده


خدایا مرا وسیله ای برای صلح و آرامش قرار ده
خدایا مرا وسیله ای برای صلح و آرامش قرار ده بگذار هر جا تنفر است بذر محبت بکارم هرجا آزردگی است.ببخشایم هر جا شک است ایمان وهرجا ناامیدی ست امید هرجا تاریکی است روشنایی وهر جا غم است شادی نثار کنم الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی،همدردی کنم پیش از آن که مرا بفهمند،دیگران را درک کنم پیش از آن که دوستم بدارند،دوست بدارم زیرادر عطا کردن است که می ستانم و در بخشیدن است که بخشنده می شوم و در مردن است که حیات ابدی می یابم.
نويسنده: مجید | تاريخ: سه شنبه 19 بهمن 1393برچسب:, | موضوع: <-PostCategory-> |

اعمالی که باعث ورود انسان به بهشت می شود (ازروی اخلاص وقبول ولایت معصومین (ع)درعمل وبه زبان)



بسم الله الرحمن الرحیم


مقدمه
بهشت میعادگاه كسانی است كه خدا را به یگانگی دانستند، و او را پرستش كردند، و به سوی او رفتند، بهشت همان وعده ای كه رسول اكرم (ص) مسلمانان را بر آن بیعت كردند.
بهشت وعده ای است كه خدا به عمّار در وقت شكنجه شدن به وسیله آتش داده است.
مادرش كشته شد، سپس پدرش كشته شد، و آن ها اولین شهدای اسلام به شمار میروند.
بهشت امید هر عبادت كننده ای است كه چشمانش از ترس خدا اشك آلود میشود، و آرزوی هر جـهاد كننده ای كه خود را به خدا فروخت، و برای هر عالمی است كه به علم خود عمل كرد و به مردم آموخت، و هر مؤمنی كه نماز را ادا نمود، و فرایض خداوند را بجا آورد، و مردم ایمان او را تأیید كردند، و گفتند: او اوامر خدا را انجام داد، و از نواهی خدا پرهیز میكرد، و قلب او به دینش و به مسجد و اراده خدا وابسته بود.
اما بهشت دروازه هایی دارد، و برای ورود به آن دروازه ها اسبـابی لازم است، و هـر انسـانی به سببی چنگ میزند تا به یكی از دروازه های آن داخل شود.
مؤمنانی هستند كه به وسیله نمازشان به بهشت وارد میشوند، و بعضی به وسیله روزه یا زكات مال و حج خانه خدا. بعضی با خوش خلُقی در خرید و فروش، و تعدادی از بهشتیان، جهادكنندگان در راه خدا هستند؛ چنان كه فضل خدا وسیع و بخشایش او شاهد بر مدعای ماست. بعضی از بندگان به وسیله دور كردن درختی كه مردم را اذیت و آزار میدهد به بهشت رفته و از دوزخ فاصله میگیرند و كسانیكه جگر تشنه ای را سیراب میكنند.
پس ای برادر مسلمان! اگر توانستی كه اسباب ورود بهشت را به دست آوری، این دسته گل خوش بو از آیات و احادیث را بگیر، و از این اسباب آنچه میتوانی بهره گیر، تا بـه همه دروازه های بهشت راه یابی، و از هر دروازه كه خواستی، به بهشت وارد شوی؛
دروازه های بهشت


1) شهادتین
اولین سبب وارد شدن به بهشت، شهادت و گواهی حق است كه وزن و مقدار آن گواهی، به اندازه وزن آسمان و زمین است، این گواهی كه هیچ معبودی به حق نیست مگر خدای یكتا، و هیچ شریكی ندارد و محمد بنده و رسول خداست.
هركس كه این گواهی را بدهد و به اركان آن عمل نماید و خدا را به یگانگی پرستش كند، وارد بهشت میشود.
عباده بن صامت از رسول اكرم (ص) روایت میكند كه آن حضرت فرمود:
((من قال أشهد أن لا إله إلاَّ الله وحده لا شریك له وأن محمداً عبده ورسوله وأن عیسی عبدالله ورسوله وكلمته ألقاها إلی مریم وروح منه وأن الجنة حق والنار حق، أدخله الله علی ما كان من العمل)). [متفق علیه].
كسی كه گواهی دهد: هیچ معبود حقی به جز خدای یگانه نیست، و هیچ همتایی ندارد، و گواهی دهد كه محمد بنده و پیامبر خداست، و همچنین گواهی دهد كه حضرت عیسی بنده و پیامبر و كلمه خداوند و روحی از طرف خداوند است و بهشت و جهنم حق اند، هر عملی داشته باشد خداوند او را وارد بهشت میكند.

2- استقامت بر طاعت خداوند و رسول
خداوند میفرماید:
إنَّ الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف علیهم ولا هم یحزنون أولئك أصحاب الجنة خالدین فیها جزاءً بما كانوا یعملون. [احقاف 13].
[آنان كه گفتند آفریننده ما خداست و بر این سخن، پایدار و ثابت ماندند، بر آن ها هیچ ترس و بیم و حزن و اندوهی در دنیا و آخرت نخواهد بود].
استقامت؛ یعنی پایدار ماندن بر طاعت خدا و طاعت رسول خدا ، و كسی كه استقامت كند وارد بهشت میشود.
ابوهریره از رسول اكرم (ص) روایت میكند كه آن حضرت فرمود:
((كل أمتی یدخلون الجنة إلاَّ من أبی قالوا یا رسول الله ومن یأبی قال: من أطاعنی دخل الجنة ومن عصانی فقد أبی)). [بخاری].
همه امت من وارد بهشت خواهند شد، مگر كسی كه خود از وارد شدن به آن امتناع ورزد. سؤال كردند: ای رسول خدا! چه كسی است كه از ورود به بهشت امتناع میورزد؟ فرمود: كسی كه از من اطاعت كند به بهشت وارد خواهد شد، وكسی كه از من نافرمانی كند او همان است كه خودش از ورود به بهشت امتناع ورزیده است.

3- شهادت در راه خدا
خداوند در سوره توبه آیه 11 درباره شهادت میفرماید
إِنَّ اللّهَ اشْتَرَي‏ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقّاً فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَي‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِکُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (111)
خداوند از مومنان، جان ها و اموالشان را خریداری کرده، که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد، (به اینگونه که): در راه خدا پیکار می کنند، می کشند و کشته می شوند، این وعده حقی است بر او، که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده، و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدی که با خدا کرده اید، و این است آن پیروزی بزرگ!

4- تلاوت قرآن
اهل قرآن اهل خدا و افراد خاص او هستند، قرآن سبب ورود آن ها به بهشت میشود.
عبدالله بن عمرو از رسول اكرم (ص) روایت میكند كه آن حضرت فرمود:
((یقال لصاحب القرآن اقرأ وارتق ورتل كما كنت ترتل فی الدنیا فإن منزلتك عند آخر آیة تقرأ بها)). [ترمذی و ابوداود وابن ماجه وصححه اٍلألبانی].
به صاحب قرآن گفته میشود: بخوان و پیش برو و با ترتیل تلاوت كن (قرآن را با قرائت درست و آهنگ خوش بخوان) همان گونه كه در دنیا می خواندی؛ زیرا منـزل و جایگاه تو آخرین آیه ای است كه آن را تلاوت میكنی.

5- حفظ و شناخت اسماء الحسنی
حفظ كردن نام های نیك خداوند و علم و شناخت نسبت به آن ها یكی از اسباب ورود به بهشت است.
ابوهریره از رسول اكرم (ص) روایت میكند كه آن حضرت فرمود:
((إنَّ لله تسعة وتسعین اسماً، مائة إلا واحداً، من أحصاها دخل الجنة)). [متفق علیه].
خدا نود و نه (99) اسم دارد كسی كه آن اسم ها را بشناسد و به مقتضـــای آن ها [و آن چنان كه سزاوار است] عمل كند، وارد بهشت میشود.

6- تلاوت بعضی سوره ها
از سخنان رسـول الله (ص) است كه بعضی از سوره ها و آیه ها سبب وارد شدن به بهشت میشود؛
أبو أمامه از رسول اكرم (ص) روایت میكند كه آن حضرت فرمود:
((من قرأ آیة الكرسی دبر كل صلاة مكتوبة لم یمنعه من دخول الجنة إلاَّ أن یموت)). [نسایی وطبرانی وابن حبان وصححه الألبانی].
هركس پس از هر نماز فرض، آیة الكرسی را بخواند، هیچ چیز مانع وارد شدن او به بهشت نمیشود، مگر این كه دنیا را وداع گوید.
انَس از رسول اكرم (ص) روایت میكند كه آن حضرت فرمود:
((سورة من القرآن ما هی إلاَّ ثلاثون آیة خاصمت عن صاحبها حتی أدخلته الجنة وهی سورة تبارك)). [طبرانی واحادیث المختارة وحسنه الألبانی].
سوره ای در قرآن وجود دارد كه فقط دارای سی آیه است و آن سوره، از كسی كه او را بخواند دفاع میكند تا این كه او را وارد بهشت مینماید و آن، سوره تبارك (فرقان) می باشد.
از اَنس بن مالك روایت است:
((كان رجل من الأنصار یؤمهم فی مسجد قباء وكان یقرأ قل هو الله أحدفی كل ركعة فسأله رسول الله : ما یحملك أن تقرأ هذه السورة فی كل ركعة؟ فقال: یا رسول الله إنّی أحبها، فقال: إنَّ حبها أدخلك الجنة)). [بخاری معلقاً وترمذی وقال الألبانی حسن صحیح].
مردی از انصار، مردم را در مسجد قُبا امامت میكرد و در هر ركعت سوره قل هو الله أحد(توحید)را می خواند رسول اكرم (ص) از او پرسید: چه چیز تو را وادار میكند تا این سوره را در هر ركعت بخوانی؟ آن مرد در پاسخ گفت: ای رسول خدا! من این سوره را دوست دارم. آن حضرت فرمود: دوست داشتن این سوره تو را به بهشت وارد میكند.

7- تسبیح (سبحان الله گفتن) و تحمید (الحمدالله گفتن) و تهلیل (لا اله الا الله گفتن) و تكبیر (الله اكبر گفتن)
ابن مسعود روایت میكند كه رسول اكرم (ص) فرمودند:
((لقیت إبراهیم لیلة أسری بی فقال یا محمد أقرئ أمتك منی السلام وأخبرهم أن الجنة طیبة التربة عذبة الماء وأنها قیعان وأنَّ غراسها سبحان الله والحمد لله ولا إله إلا الله والله أكبر)). [ترمذی وحسنه الألبانی].
در شب معراج ابراهیم (خلیل االله) را دیدم كه فرمودند: سلام من را به امت خود برسان و بگو كه بهشت، خاكی پاك و تمیز دارد، و آبش شیرین است، و زمینش سفید و هموار است، وكشتزارش گفتن سبحان الله، والحمد لله، ولا إله إلاَّ الله، و الله اكبر میباشد.
از اسباب ورود به بهشت، ذكر خدا پس از هر نماز است:
ابوهریره روایت میكند:
((أنَّ فقراء المهاجرین أتوا رسـول الله (ص) فقالوا ذهب أهل الدثور بالدرجات العلی والنعیم المقیم فقال وما ذاك قالوا: یصلون كما نصلی ویصومـون كما نصوم ویتصدقون ولا نتصدق ویعتقون ولا نعتق فقال رسول الله أفلا أعلمكم شیئا تدركون به من سبقكم وتسبقون به من بعدكم ولا یكون أحد أفضل منكم إلاَّ من صنع مثل ما صنعتم؟ قالوا بلی یا رسول الله، قال: تسبحون وتكبرون وتحمدون دبر كل صلاة ثلاثا وثلاثین مرة)). [متفق علیه].
فُقرای مهاجرین نزد پیامبرآمدند و گفتند: ثروتمندان با درجات عالی و نعمت های همیشگی رفتند، آن حضرت فرمودند: چگونه ؟ گفتند: نماز میخوانند همچنان كه ما نماز میخوانیم، و روزه میگیرند همچنان كه ما روز میگیریم، و صدقه میدهند، ولی ما صدقه نمیدهیم، و برده آزاد میكنند، و ما چنین نمیكنیم، آن حضرت فرمود: آیا شما را از چیزی با خبر كنم كه به آنان ـ كه از شما سبقت گرفته اند ـ برسید؟ و از كسانی كه پس از شما میآیند، پیشی بگیرید، و هیچ كس از شما بهتر نباشد، مگر كسی كه مانند شما عمل نماید ؟ گفتند: بلی ای رسول خدا! آن حضرت فرمود: در پایان هر نماز 33 بار سبحان الله، و33 بار الله اكبر، و33 بار الحمد لله، بگویید.

8- شهادتین پس از وضو
از دیگر اسباب ورود به بهشت، گفتن شهادتین پس از وضو می باشد
عقبه بن عامر از رسول اكرم (ص) روایت میكند كه فرمودند:
((ما من مسلم یتوضأ فیحسن وضوءه ثم یقوم فیصلی ركعتین مقبل علیهما بقلبه ووجهه إلا وجبت له الجنة، قال فقلت ما أجود هذه فإذا قائل بین یدی یقول التی قبلها أجود، فنظرت فإذا عمر قال إنی قد رأیتك جئت آنفا، قال ما منكم من أحد یتوضأ فیبلغ أو فیسبغ الوضوء ثم یقول أشهـد أن لا إله إلا الله وأن محمداً عبد الله ورسوله إلا فتحت له أبواب الجنة الثمانیة یدخل من أیها شاء)). [مسلم].
هر كدام از شما وضو گرفته آن را نیك كامل كند، سپس بگوید: (أشهد أن لا إله إلاَّ الله وحده لا شریك له، وأنَّ محمداً عبده ورسوله) دروازه های هشت گانه بهشت به روی او باز میشود و از هر دری كه بخواهد، وارد میشود.
9- گفتن (لا حول ولا قوه إلاَّ بالله)
ازگنجینه های بهشت، گفتن (لا حول ولا قوه إلاَّ بالله) است.
أبو موسی از رسول اكرم (ص) روایت میكند كه آن حضرت فرمودند:
((ألا أدلك علی كنـز من كنوز الجنة؟ فقلت بلی یا رسول الله قال: قل: لا حول ولا قوة إلاَّ بالله)). [متفق علیه].
آیا تو را از گنجی از گنج های بهشت با خبر سازم؟ گفتم: بلی ای رسول خدا! فرمود: بگو: (لا حول ولا قوه إلاَّ بالله).

10- دعای سید الاستغفار
رسول اكرم (ص) دعایی را برای طلب مغفرت به سید الاستغفار وصف نموده و آن را عاملی از عوامل ورود به بهشت دانسته است. ای برادر مسلمان! آن را حفظ كن و ورد صبح و شام خود بگردان.
شداد بن اوس از رسول اكرم (ص) روایت میكند كه پیامبر اكرم فرمودند:
سید الاستغفار عبارت است از این كه بگوید:
((اللهم أنت ربی لا إله إلاَّ أنت، خلقتنی وأنا عبدك وأنا علی عهدك ووعدك ما استطعت، أعوذ بك من شر ما صنعت، أبوء لك بنعمتك علی وأبوء بذنبی فاغفر لی، فإنَّه لا یغفر الذنوب إلاَّ أنت)). [بخاری].
«خداوندا! تو پروردگار من هستي و جز تو معبودي بحق نيست، من بنده تو بوده و تا آنجا كه بتوانم بر عهد و وعده توام. از شر كردارم به تو پناه مي‏آورم، به نعمت تو بر خود، و به گناه خود اعتراف مي‏كنم، پس مرا بيامرز، چرا كه جز تو كسي گناهان را نمي‏آمرزد».
هر كس در هنگام روز، این دعا را به طور یقین بگوید و پیش از آغاز شب بمیرد، از اهل بهشت است، و كسی كه آن را شب از روی یقین بگوید و پیش از صبح بمیرد، از اهل بهشت است.

نويسنده: مجید | تاريخ: یک شنبه 25 دی 1390برچسب:, | موضوع: <-PostCategory-> |

راههای رسیدن به بهشت
بقیع

انسان‎ها در دنیا وقتی بشنوند که در جایی گنجی وجود دارد سریع به دنبال یافتنش می‎روند. اصولا انسان به دنبال چیزهای با ارزش است. حال چه چیزی با ارزش‎تر از فرمایشات اهل بیت(علیهم‎السلام)؟! آن هم برای رسیدن به سعادت؟! در این مطلب روایاتی از امام صادق(علیه‎السلام) ذکر می‎شود که 25 راه برای سعادتمند شدن انسان را آموزش می‎دهند. 

 

امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند:

1- طلبت الرفعة، فوجدتها فی التواضع؛ برتری و بزرگواری را خواهان شدم، پس آن را در فروتنی یافتم.

2- طلبت رضی الله، فوجدته فی برّ الوالدین؛ خشنودی خدای متعال را درخواست نمودم، پس آن را در نیكی به پدر و مادر یافتم.

3- طلبت العز، فوجدته فی الصدق؛ عزت(ارجمندی) را جستجو نمودم، پس آن را در راستی و درستی یافتم.

4- طلبت صحبة الناس، فوجدتها فی حسن الخلق؛ همراهی و گفتگوی با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخویی یافتم.

 5- طلبت الراحة، فوجوتها فی الزهد؛ آسایش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسایی یافتم.

6- طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فی ترك المعصیة؛ شیرینی عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه یافتم.

7- طلبت رقة القلب، فوجدتها فی الجوع و العطش؛ رقت و نرمی قلب را طلب نمودم، پس آن را در گرسنگی و تشنگی (روزه) یافتم.

8- طلبت الرئاسة، فوجدتها فی النصیحة لعبادالله؛ سروری و بزرگی را درخواست نمودم، پس آن را در خیرخواهی برای بندگان خدا یافتم.

 9- طلبت الجواز علی الصراط، فوجدته فی الصدقة؛ (آسانی) عبور از صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه یافتم.

10- طلبت نور الوجه، فوجدته فی صلاة اللیل؛ روشنی و نورانیت رخسار را درخواست نمودم، پس آن را در نماز شب یافتم.

11- طلبت فضل الجهاد، فوجدته فی الكسب للعیال؛ فضیلت جهاد را خواستم، پس آن را در به دست آوردن هزینه زندگی زن و فرزند یافتم.

12- طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته فی بغض اهل المعاصی؛ دوستی خدای تعالی را جستجو كردم، پس آن را در دشمنی با گنهكاران یافتم.

 13- طلبت نور القلب، فوجدته فی التفكر و البكاء؛ روشنی قلب را طلب کردم، پس آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم.

14- طلبت فراغ القلب، فوجدته فی قلة المال؛ آسایش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمی ثروت یافتم.

15- طلبت عزائم الامور، فوجدتها فی الصبر؛ كارهای پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكیبایی یافتم.

16- طلبت الشرف، فوجدته فی العلم؛ قدر و شرف را جستجو نمودم، پس آن را در دانش یافتم.

 17- طلبتُ حب الموت، فوجوته فی تقدیم المال لوجه الله؛ دوست داشتن مرگ را خواهان شدم، پس آن را در پیش فرستادن ثروت (انفاق) برای خشنودی خدای تعالی یافتم.

برگ عیشی به گور خویش فرست                                                كس نیارد ز پس، تو پیش فرست

18- طلبت العبادة فوجدتها فی الورع؛ عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهیزكاری یافتم.

19- طلبتُ الجنة، فوجدتها فی السخأ؛ بهشت را خواستم، پس آن را در بخشندگی و جوانمردی یافتم.

20- طلبت ثقل المیزان، فوجدته فی شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»؛ سنگینی ترازوی اعمال را طلب نمودم، پس آن را در گواهی به یگانگی خدای تعالی و رسالت حضرت محمد (صلی‌ الله ‌علیه ‌و ‌آله) یافتم.

21- طلبت الذلة، فوجدتها فی الصوم؛ خواهان نرمی و فروتنی شدم، پس آن را در روزه یافتم.

22- طلبت الغنی، فوجدته فی القناعة؛ توانگری را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت یافتم.

23- طلبت الانس، فوجدته فی قرائة القرآن؛ آرامش و همدمی را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن یافتم.

24- طلبت السرعة فی الدخول الی الجنة، فوجدتها فی العمل لله تعالی؛ سرعت در ورود به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه برای خدای تعالی یافتم.

 25- طلبتُ العافیة، فوجدتها فی العزلة؛ تندرستی و رستگاری را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏گیری (مثبت و سازنده) یافتم.

 

برگرفته از احادیث مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173 – 174

نويسنده: مجید | تاريخ: یک شنبه 25 دی 1390برچسب:, | موضوع: <-PostCategory-> |

مهدی در انتظار شیعیان حقیقی علی علیه السلام
http://weblog.sarir209.com/archives/docu0003.JPG
 
أین مثل مالک؟ ‌أین عمار؟ أین ذوالشهادتین؟

کجاست مثل مالک؟ کجاست عمار؟ کجاست ذوالشهادتین؟


دیرگاهی پیش بود که صدای گلایه علی (ع) در حد فاصل کوفه و شام برخاست.آن هنگام که مالک اشتر و عمار و ذوالشهادتین، یعنی یاران صدیق علی (ع) به شهادت رسیده بودند و علی تنها مانده بود. سئوالی که جوابی در پی نداشت.


روزها برآمدند و شبها فرو رفتند. روزگار دیگری آمد. روزی به بلندای روزگار،‌عاشورا!


آن روز هم، امام دیگری بود  و ندای دیگری:‌« هل من ناصر ینصرنی؟ » این ندا هم زمانی بر آمد که ابوالفضل علمدار، علی اکبر، حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه و ... در برابر چشمان حسین (ع) به خون غلتیده بودند و او سرداری بود تنها مانده . پس سئوال همان سئوال بود، جواب هم همان جواب : سرهای فروافتاده، دستهای به عقب کشیده شده، چشمان شرمزده و خجلت زده ای که به دنبال محل فراری چون زمین هستند نا از تیررس نگاه امام فرار کنند. بجز 72 تن؟! همین !


آیا جواب سؤالی بدان عظمت، سئوالی که زمین و زمان، فرشتگان و ملایک برای جوابش هروله می کردند، همین بود؟!


نه ! نبود !‌و از همین رو بود که علی جوابش را از محراب با فرق خونینش گرفت و حسین بر سر نیزه !


آن روزگار گذشت و امروز، روزگار دیگری است. امروز نیز روز امام دیگری است. اما همچنان همان سئوال باقی است :


- کجاست یاریگری  که به یاری امامش بشتابد؟


و جواب نیز همان ! سکوت !‌خجلت ! غلفت ! ترس !


دیگرگاهی است که هر روز ندایی در صحن دل شیعیان می پیچد :


« کجاست یاریگری که به یاری مهدی بشتابد؟!»


و ما همچنان چشمان شرمزده و گنهکار، اما مشتاقمان را به زمین دوخته ایم. سر به جانب دیگری گردانده ایم و دستانمان را به کار دنیا مشغول داشته ایم ! و او هر روز دلتنگ عاشقی، منتظر یاریگری ، با گلویی بغش آلود، چشمان امیدوارش را که از نگرانی برای شیعیان اشک آلود است به آسمان دوخته :


- پس کی ؟


آری !‌امروز دیگر آن روزگار نیست، که این آخرین حجت خدا، بقیه الله الاعظم (عج) هم به سرنوشت اجداد اطهرش دچار گردد.


او در پس پرده می ماند تا آنگاه که مالک ها، عمارها، حبیب ها و ابالفضل هایش را پیدا کند.


اومانده است تا زمین خدا ،‌از حجت خالی نماند و ظهوراو محقق نمی شود مگر به حضور مالک ها،‌عمارها، و حبیب ها.


به راستی ! ما که ادعای علوی بودن را بر سینه داریم و چشم به راه قیام مهدی (عج) هستیم،


هیچ با خود فکر کرده ایم که امروز هم ندای أین مثل مالک، أین عمار، أین ذوالشهادتین علی (ع) از حنجره فرزندش مهدی (عج) در فضا طنین انداز است !


هیچ با خود فکر کرده ایم که امروز مهدی (عج) بیش از هر کس دیگر،‌در انتظار منتظران واقعی خویش است ؟!


هیچ با خود فکر کرده ایم که آیا این ندای حضرت را پاسخ دهنده ای هست؟


افسوس که پاسخ دهندگان بسیار اندکند.


افسوس که اگر شیعیان واقعی علی (ع) اندک نبودند، فرزندش در پرده غیبت باقی نمی ماند.


آری، آن هنگام که ندای «فزت و رب الکعبه» علی (ع) در محراب مسجد کوفه طنین انداز شد،


چشمانش نگران چنین روزهایی بود.


روزهایی همچون امروز که زمان بی تاب ظهور فرزندش و مکان بی قرار شنیدن ندای «أنا المهدی» اش می باشد.


آیا او را جوابگویی هست؟


شیعیان علی !


 درک این حقیقت را به کدامین لحظه واگذارده ایم؟ فرصت ها از دست می رود.


شاید از هنگام ظهور اندکی بیش نمانده باشد !


لحظه ها از دست رفت،


عمرما بر باد رفت


 
نويسنده: مجید | تاريخ: دو شنبه 22 فروردين 1390برچسب:مهدی در انتظار شیعیان حقیقی علی علیه السلام, | موضوع: <-PostCategory-> |

عشق به خدا
 

بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیم تان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد.

* اگر پیام خدا رو خوب دریافت نکردید، به «فرستنده ها» دست نزنید، «گیرنده ها» را تنظیم کنید.


* خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم.


* خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت=خدا!


* این همه خود را تحقیر نکنید، خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت.


* وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است.


* یادمان باشد که خدا هیچ وقت ما را از یاد نبرده است.


* کسی که با خدا حرف نمی زند، صحبت کردن نمی داند.


* آنکه خدا را باور نکرده است، خود را انکار کرده است.


* کسی که با خدا قهر است، هرگز با خودش آشنی نمی کند.


* خدا بی گناه است در پروند? نگاه تان تجدید نظر کنید.


* ما خلیف? خداییم، مثل خدا باشیم، قابل دسترس در همه جا و همه گاه.


* آنکه  خدا را از زندگیش سانسور کند همیشه دچار خود سانسوری خواهد بود.


* خدا از آن کس که روزهایش بیهوده می گذرد، نمی گذرد.


* بیهوده گفته اند تنها «صداست» که می ماند، تنها «خداست» که می ماند.


* روزی که خدا همه چیز را قسمت کرد، خود را به خوبان بخشید.


* برای اثبات کوری کافیست که انسان چشم های نگران خدا را نبیند.


* شکسته های دلت را به بازار خدا ببر، خدا، خود بهای شکسته دلان است.


* به چشم های خود دروغ نگوییم، خدا دیدنی است.


* چشم هایی که خدا را نبینند، دو گودال مخوفند که بر صورت انسان دهن باز کرده اند.


* امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟


*اگر از خدا بپرسید کیستی؟ در جواب «ما» را معرفی خواهد کرد! ما بهترین معرف خداییم، آیا اگر از ما بپرسند کیستی؟ خدا را معرفی خواهیم کرد؟


* وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست.


* آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیش? من و تو.


* خداوند سند آسمان را به نام کسانی که در زمین خانه ندارند امضا کرده است.


 
نويسنده: مجید | تاريخ: دو شنبه 22 فروردين 1390برچسب:, | موضوع: <-PostCategory-> |

آرامش
 

آرامش


پادشاهی جایزهء بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل ، آرامش را تصویر کند. نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند.
 
 آن تابلو ها  ، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهای آرام ، کودکانی که در خاک می دویدند ، رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.
 
پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.
اولی ، تصویر دریاچهء آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی  را در خود منعکس کرده بود. در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید ، و اگر دقیق نگاه می کردند  ، در گوشه ء چپ دریاچه ، خانه ء کوچکی قرار داشت  ، پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن بر می خواست ، که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.
 

تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود. آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای  تاریک بود ، و ابرها آبستن آذرخش ، تگرگ و باران سیل آسا بود.
 
این تابلو هیچ با تابلو های دیگری که  برای مسابقه فرستاده بودند ، هماهنگی نداشت. اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد ، در بریدگی صخره ای شوم ، جوجهء پرنده ای را می دید . آنجا ، در میان غرش وحشیانه ء طوفان ، جوجه ء گنجشکی ، آرام نشسته بود.
 
پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ء جایزه ء بهترین تصویر آرامش ، تابلو دوم است.بعد توضیح داد :
 
" آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل ، بی کار سخت یافت می شود ، چیزی است که می گذارد در میان شرایط  سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود.این تنها معنای حقیقی آرامش است."

نويسنده: مجید | تاريخ: دو شنبه 5 اسفند 1389برچسب:آرامش, | موضوع: <-PostCategory-> |

چرا خدا دعاهایم را مستجاب نمی کند؟

چرا خدا دعاهایم را مستجاب نمی کند؟
سوال:

وچندین سال است خدا را صدا می زنم پس کجاست؟؟؟ماه رمضان ماه استجابت دعا است پس چرا نیست؟ خدا گفته: صدایم کنید تا جوابتان دهم چقدر و چند سال؟

پاسخ:

در روز جمعه­ای حضرت علی (ع) خطبه بلیغی بیان فرمود. در پایان این خطبه فرمود: ای مردم هفت مصیبت بزرگ وجود دارد که از آنها باید به خدا پناه برد. از دانشمند گمراه، از عابد خسته، از مؤمن گمراه، از ثروتمند ورشکسته، از عزیز خوار شده و از فقیری که مریض گشته است، باید به خداوند پناه برد. در این هنگام مردی برخاست و گفت: راست می­گویی. ای امیرالمؤمنین تو قبله ما هستی هنگامی که به بی­راهه می­رویم و تو نور هستی آن زمان ­که در تاریکی قرار می­گیریم. ولی از تو درباره این سخن خدا می­پرسم که فرمود: «مرا بخوانید تا خواسته شما را بر آورده سازم» چه شده است که ما خدا را می­خوانیم، ولی جواب داده نمی­شود؟! حضرت فرمود: همانا قلب­های شما با هشت خصلت خیانت کرد.
نخست این که شما خدا را شناختید، ولی حقش را همان­گونه که واجب کرده است، ادا نکردید. از این رو این شناخت برای شما سودی نداشت.
دوم این که شما به فرستاده خدا ایمان آوردید، ولی به روش و سیره وی عامل نبودید و شریعت وی را از بین بردید. پس فایده ایمان شما چیست؟!
سوم این که شما قران را خواندید، ولی آن را به کار نبستید. گفتید چشم اطاعت می کنیم، ولی مخالفت کردید.
چهارم این که گفتید از آتش جهنم می­ترسید، ولی هر لحظه با انجام گناهان به آن نزدیک شدید. پس ترس شما کجاست؟!
پنجم این که گفتید مشتاق بهشت هستید و حال آن که هر لحظه کاری می­کنید که شما را از آن دور می­سازد. پس اشتیاق شما کجاست؟!
و ششم این که از نعمت های الاهی بهره­مند می­شوید، ولی شکر آنها را به جای نمی­آورید.
هفتم این که خداوند به شما فرمان داد با شیطان دشمنی کنید و فرمود: «همانا شیطان دشمن شماست پس او را دشمن خود بدانید» ولی شما بدون مخالفت با او دوستی کردید.
هشتم این که تنها عیوب مردم را می­بینید و از عیب­های خویش غافل هستید. شما در حالی که خود به سرزنش کردن سزاوارترید، دیگران را ملامت می­کنید. با این اوصاف کدام دعای شما مستجاب شود؟! شما درها و راه­های دعا را به روی خود بسته­اید از خدا پروا داشته باشید و کارهایتان را درست کنید و باطن خویش را خالص سازید و امر به معروف و نهی از منکر کنید تا خداوند دعاهای شما را مستجاب کند.»[1]
در متون دینی ما دعا عبادت و حتی مغز آن معرفی شده است. اگر در احکام عملی اسلام دقت شود می­بینیم که اکثر آنها مشتمل بر دعاهای فراوانی است. خداوند در قرآن بارها انسان را به دعا کردن فرا می­خواند.
از جمله می­فرماید: «مرا بخوانید تا خواسته شما را بر آورده سازم»[2] یا این که می­فرماید: «اگر بندگانم از من بخواهند من به آنها نزدیک هستم و به دعای دعا کننده پاسخ می­دهم هنگامی که مرا صدا کند، پس از من بخواهید و به من ایمان بیاورید. باشد که هدایت یابید»[3]
دعا اتصال قطره به دریاست. صرف همین ارتباط خودش ارزشمند و اجابت خدا است. چرا که خیلی­ها توفیق همین اتصال را نیز ندارند. همین که انسان به یاد خدا می­افتد و از او می خواهد و به او پناهنده می شود و خود را به درگاه او می­اندازد، عنایت خداست و انسان باید از این بابت سپاسگزار خدای سبحان باشد. خدا می­فرماید: «مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم» یاد کردن ما هیچ سودی برای خدا ندارد. هم یادکردن ما و هم یاد کردن خدا، تنها برای ما سودمند است.
دعا آداب و شرایطی دارد که باید با رعایت همه آنها دعا صورت پذیرد. در خطبه حضرت علی (ع) که پیش از این گذشت به بسیاری از شرائط و آداب دعا اشاره شده است. گروهی نزد امام صادق (ع) آمدند و عرض کردند: ما دعا می­کنیم، ولی مستجاب نمی شود؟! امام (ع) فرمود: «زیرا شما کسی را که به وی معرفت ندارید ، می­خوانید»[4] در حدیثی از امام علی(ع) شناخت مسؤول (خدا) از شرایط دعا معرفی شده است.[5]
گاهی از خدا چیزی را می خواهیم که به ضرر ماست؛ مانند بچه­ای که به علت نادانی چیزی از مادرش می­خواهد که به ضررش است. دراین موقع اگر مادر خواسته ی فرزندش را برآورده سازد، به او ظلم کرده است. در این هنگام هر چند ممکن است، بچه از دست مادرش ناراحت شود، ولی این به نفع خود فرزند است. پیامبر اکرم (ص) می­فرماید: «ای بندگان خدا شما مانند مریض هستید و خداوند مانند طبیب. صلاح بیمار در آن چیزی است که طبیب می­داند و تدبیر می­کند نه در آن چه که مریض می­خواهد آگاه باشید و کارهای خود را به خدا بسپارید تا رستگار شوید.»[6] یا تنها نفع خود را در این دعا می­بینیم و غافل هستیم از این که اجابت این دعا ممکن است به ضرر دیگران تمام شود. خیلی وقت هم دعایمان مستجاب می­گردد، ولی خود متوجه نیستیم. یا در اجابت دعا عجله داریم انتظار داریم همین که دعا تمام شد، مستجاب گردد. در روایت آمده است که دعای موسی و هارون (ع ) در مورد فرعون چهل سال طول کشید تا مستجاب شود.[7]
گاهی اجابت نشدن دعا خودش لطف خداست تا بیشتر توفیق صحبت کردن با خدا را داشته باشیم. امام رضا (ع) می­فرماید: «همانا خداوند اجابت دعای مؤمن را به تأخیر می اندازد؛ زیرا دوست دارد بیشتر صدای بنده­اش را بشنود ولی دعای منافق را زود جواب می­دهد؛ زیرا دوست ندارد صدای او را بشنود.»[8]
یک لحظه نگاه و توجه خدا به تمام عالم و آن چه در آن است می­ارزد. نباید پذیرایی صاحب خانه ما را از خود صاحب خانه محروم کند. «چون که صد آمد نود هم پیش ماست» اگر خود خدا را به دست آوردیم به همه چیز دست یافته­ایم.
پس اگر خیال کردیم که خدا دعای ما را اجابت نکرده است، نباید ناامید بشویم و از رحمت الاهی مأیوس گردیم. ناامیدی از رحمت الاهی از بزرگ­ترین گناهان شمرده می­شود.خداوند می­فرماید: «ای بندگان من که از خودتان غافل شدید از رحمت خداوند ناامید نشوید. همانا خداوند همه گناهان را می­بخشد؛ زیرا او بخشنده و مهربان است.»[9]
مهم­ترین مانع در سر راه اجابت دعا گناه است. امام علی (ع) در دعای کمیل به خدا عرض می­کند : پروردگارا! گناهانی که دعا را محبوس می کند ببخش. بی­ادبی و بی­حیایی است، اگر ما نافرمانی خدا کنیم بعد از او چیزی بخواهیم و توقع داشته باشیم که خدا با گشاده­رویی به خواسته ما جواب مثبت دهد.
گناه به تدریج یقین انسان را به خدا و پیامبر کم می­کند و سبب می­شود که انسان خدا و آیات او را تکذیب کند. قرآن می­فرماید: « عاقبت کسانی که گناه کردند این شد که آیات خدا را تکذیب کردند و آنها را مسخره نمودند.»[10] و بر عکس ، عبادت یقین­آور است «پروردگارت را عبادت کن تا یقین به سوی تو آید.»[11]
دعا اظهار نیاز عبد به درگاه بی­نیاز است. درست است خداوند کریم است، ولی در عین حال حکیم نیز است. جود و کرم خداوند از حکمت او تجاوز نمی­کند. خداوند بخیل نیست او بر طبق حکمت خود به خواسته بنده­اش پاسخ می­دهد نه بر دلخواه عبدش.
خداوند می­فرماید: «اگر خداوند به دلخواه انسان­ها رفتار می­کرد، آسمان و زمین و آن چه در آنهاست نابود می­شدند.»[12] و نیز می­فرماید: «ای بندگان من از دستورهای من اطاعت کنید و به من یاد ندهید که چه چیز برای شما خوب است من خود بهتر از شما می­دانم و من نسبت به بر آورده ساختن مصالح شما بخیل نیستم»[13] انسان باید به وظیفه خود عمل کند خدا کار خود را بهتر می داند.
«ز هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است» خداوند متعال می­فرماید: «همانا کسانی که گفتند پروردگارمان خداست سپس استقامت کردند (بر سر حرف خود ایستادند و پافشاری کردند) فرشتگان را بر آنان نازل می­کنیم که نترسید و ناراحت نباشید. بشارت باد بر شما بهشتی که به آن وعده داده شده­اید.»[14]

------------ --------- --------- --------- ---
[1] - مستدرک الوسائل، ج 5، ص 269.
[2] - غافر،60.
[3] - بقره ، 186.
[4] - مستدرک الوسائل، ج 5، ص 191.
[5] - ارشاد القلوب، ج 1، ص 149.
[6] - همان، ص 153.
[7] - مستدرک الوسائل، ج 5، ص 192.
[8] - همان، ص 194.
[9] - زمر، 53.
[10] - روم،10.
[11] - حجر،99.
[12] - مؤمنون،71.
[13] - ارشاد القلوب، ج 1، ص 152.
[14] - فصلت،30.

 

نويسنده: مجید | تاريخ: دو شنبه 4 اسفند 1389برچسب:چرا خدا دعاهایم را مستجاب نمی کند؟, | موضوع: <-PostCategory-> |

نقش نماز در تأمین عدالت و آزادی اجتماعی

نقش نماز در تأمین عدالت و آزادی اجتماعی
* چکیدۀ مقاله
برای اثبات نقش نماز در تأمین آزادی و عدالت اجتماعی به روش کتابخانه ای نخست به مطالعه کتب مرتبط با نماز و تأثیرات آن، پایه ها، شرایط و عوامل تحقق آزادی و عدالت اجتماعی و موانع آن؛ به طور جداگانه پرداختیم؛ سپس میان آن دسته از تاثیرات نماز و آن دسته از شرایط، عوامل ایجاد و موانع آزادی و عدالت اجتماعی که با یکدیگر مرتبط بوده و حد مشترک داشتند، پیوند برقرار شد و بیان گردید.
در این میان استبداد مهمترین مانع آزادی بود که نماز به وسیله اذکار ناظر به توحید آن را دفع می کند. و مهمترین شرط تحقق عدالت اجتماعی وجود عدالت فردی است که نماز از طریق اذکار یادآور قیامت و....آن را ایجاد می نماید و همچنین به وسیله شرط عادل بودن امام جماعت آن را درونی و فرهنگ می کند.
همچنین نماز از طریق شرایطی که دارد ماند غصبی نبودن مکان و لباس نمازگزار، عدالت اقتصادی که یکی از موادِ عدالت اجتماعی است، را ایجاد می کند؛ و به وسیلۀ یکسان بودن همۀ شرایط و احکام و اجزاء نماز برای همه با نابرابری اجتماعی در منزلت، مبارزه می نماید.
علاوه بر کشف رابطه از راه مطالعه کتب و تفکر و روش تحلیل عقلی، تأثیر گذاری نماز از طریق آیات و روایات و همچنین شاهد تاریخی نیز تبیین شد.
در آخر پس از کشف رابطه اثر گذاری نماز در ایجاد آزادی و عدالت اجتماعی به هر سه روش نظری و نقلی(در فصل چهارچوب تئوریک) و عقلی و تاریخی(در فصل سوم از بخش چهارم)، مشخص گردید که تحقق آزادی و عدالت به معنی حقیقی و به طور کامل و فراگیر، بدون سرسپاری به درگاه ایزد منان و عبادت محض او محال است.


* پیامدهای اجتماعی نماز
مسألۀ اصلی پژوهش حاضر این است: آیا نماز- که عملی تقریبا فردی است- می تواند پیامدهای اجتماعی، مانند تأثیر در تأمین آزادی و عدالت اجتماعی داشته باشد یا نه؟
انجام این پژوهش بدین جهت ضروری است که میان دو امر مهم در اسلام، ارتباط برقرار می کند. این دو مهم عبارتند از «نماز به عنوان ستون دین اسلام» و «برقراری آزادی و عدالت»، هدف اساسی آن.
پژوهش، درصدد کشف رابطه میان نماز به عنوان حکمی فردی و مهم، و آزادی و عدالت، خواستۀ دین و آرزوی بشر است.
فرضیۀ اصلی پژوهش عبارت است از: نماز در تحقق عدالت و آزادی مؤثر است. از آن جا که این تاثیر از طریق محتوای نماز و نقش آن در یادآوری قیامت و ایجاد ملکه عدالت و...است؛ به نظر می آید، هر چه اهتمام به نماز و توجه به معانی آن بیشتر باشد، تأثیرِ یاد شده فزونی یابد.
روش برگزیده برای اثبات این فرضیه، روش اسنادی با استفاده از منابع مکتوب، فیش برداری از آن ها و سپس تجزیه و تحلیل عقلی می باشد.
نماز در لغت به معنای پرستش و بندگی، و در اصطلاح فقه عملی عبادی با اجزاء و شرایط خاص است. عدالت، از عدل گرفته شده و به معنی راستی، درستی و دادگری می باشد. آزادی در زبان فارسی به معنای خلاص، رهایی، قدرت انتخاب و.....به کار می رود.
آزادی و عدالت از مفاهیمی هستند که برداشتهای متفاوتی ازآن دو می توان داشت. در پژوهش حاضر آزادی و عدالت در علم حقوق و اجتماع می باشد؛ و مراد از آن،عدالت و آزادی مورد نظراسلام است؛ البته گاه از عدالت فردی و آزادی معنوی به عنوان ملکه ای نفسانی و واسط در ایجاد عدالت و آزادی، سخن رفته است.
نماز یکی از مناسک دینی است، لذا مطالعۀ نظری رابطه میان نماز(متغیر مستقل) بامتغیرهای وابسته(آزادی و عدالت)، نیازمندِ نیم نگاهی به دین و کشف امکان وجود کارکردهای اجتماعی برای دین و سبک خاص آن، نماز، می باشد.
مهم ترین پیامدهای اجتماعی دین، حفظ همستگی و وفاق اجتماعی، تقدیم منافع مهم جمعی بر منافع شخصی، اعتراض به وضع موجود و دعوت به وضع مطلوب و کنترل افراد جامعه، می باشد. این کارکردها در تحقق آزادی و عدالت اجتماعی مؤثرند.
رابطۀ میان دین و عدل از آیات و روایات نیز به دست می آید. امر به قسط و عدل در آیۀ 29 سورۀ اعراف، و برابر و برادر انگاری مسلمانان، یکی از دو خصلت اساسی سیستم دین، در دیدگاه امام علی(علیه السلام) از این نمونه آیات و روایات می باشند.
پس از کشف امکان کارکرد اجتماعی دین، بررسی نظری آثاری چون تأمین آزادی و عدالت برای خصوص نماز، می پردازیم.
مهمترین اثر نماز از منظر قرآن بازدارندگی از فحشا و منکر است. نماز، انسان را به یاد حضور خداوند می اندازد و بدین سان بهترین بازدارنده از کارهای ناشایسته می باشد. این بازداری بسته به رعایت شرایط نماز و کیفیت اقامۀ آن، دارای مراتب است. هر چه روح نماز بیشتر بر زندگی حاکم باشد، این نقش قوی تر خواهد بود.
از دیگر سو، نقطۀ مقابل عدالت و آزادی- یعنی ظلم، جور و ....- از مصادیق بارز منکر می باشد؛ و عقل سلیم و شارع مقدس آن را ناپسند شمرده اند. بدین روی نماز ما نفی ظلم و جور، در تحقق عدالت و آزادی مؤثر می باشد.
افزون بر دلایل نقلی، می توان بر وجود رابطه میان متغیر مستقل و وابسته، نمونه هایی عینی نیز یافت. پیامبراکرم(ص) و حضرت علی(ع) هم برترین نمازگزارانند و هم پرتلاش ترین افراد در راه تأمین عدالت و آزادی و پای بندترین افراد به اصول آن.
فرضیۀ تحقیق با تحلیل عقلی نیز اثبات پذیراست. نماز آزادی را با رفع موانع فرا روی آن، تأمین می کند. استبداد مهمترین مانع آزادی است. استبداد نظامی دارد که در اثر عملکرد دو طرف ایجاد شده است: رأس نظام و مردم تحت سلطه.
بنده به دنبال کسب رضای مولا است نه کسب قدرت نامشروع. این روح در ذکر «ایاک نعبد» به خوبی جلوه گر است. دیگر اینکه نمازگزار در نماز پیشانی خود را بر خاک مذلت در برابر معبود می ساید؛ و این خشوع و تواضع است که ریشۀ غرور را می خشکاند.
سوم اینکه نماز دارای اذکاری است مانند: «مالک یوم الدین»، «قل هو الله احد»، این اذکار اقرار به صاحب اختیاری و مالک تام بودن خداوند و قبول همۀ مراتب توحید از جمله توحید در حاکمیت اوست و با کسب قدرت نامشروع ناسازگار می باشد. افزون به آن ضمایر جمع در پاره ای از قرائات نماز، فرد را از خودبینی، خود گرایی و انحصار طلبی خارج می سازد.
موانع مربوط به سلب شوندگان یا محرومانی از عدالت و آزادی، عبارتند از: خصوصیات شناختی مانند جهل، نادانی و عوامل روانی مانند ترس و ذلت پذیری و نداشتن روحیه صبر و مقاومت. اهتمام شارع نسبت به نماز با تفکر و تدبر در آن، نمازگزار را واجد شخصیت تفکر دهنده می سازد؛ فرد دارای این ویژگی، آمادگی بیشتری نسبت به شناخت حقوق اجتماعی، سیاسی خود و جامعه دارد.
محتوای نماز قدرت را تنها ازآن خدا می داند و خداوند را واحد مالک و قادر مطلق معرفی می کند. بنابراین نمازگزار بر او تکیه می کند و دیگر جایی برای ترس و پذیرش ذلت و حاکمیت غیر، در روح خود باقی نمی گذارد.
تأثیر نماز در تحقق عدالت اجتماعی از دو طریق دیگر نیز تصور پذیر است:
یکم: نماز عامل ایجاد عدالت فردی است و عدالت فردی در مردم و کارگزاران، مهمترین شرط تحقق عدالت اجتماعی است.
دوم: دو پایۀ مهم عدالت اجتماعی، توازن اجتماعی و تکافل عمومی است. نماز در ایجاد توازن به وسیلۀ شرط هایی چون غصبی نبودن مکان، لباس و ...تاثیر گذار است. تکافل عمومی نیز از طریق ضمایر جمع در خواست ها و دعاها و اوراد نماز و همچنین نماز جماعت، صورت می بندد.
به اختصار می توان گفت که از یک سو اصلی ترین مصداق عدالت و آزادی در رعایت همۀ حقوق دیگران جلوه گر است. از دیگر سو، مهمترین شرط رعایت حقوق دیگران، کنترل درونی است. نماز به عنوان برترین عبادت، در ایجاد این عامل بسیار مؤثراست.
بنابراین از یک طرف نماز نقش به سزایی در تأمین آزادی و عدالت اجتماعی دارد و از طرف دیگر، بدون اعتقاد به خداوند و بندگی او و کنترل درونی، تحقق نمی یابد. کنترل درون نیز بدون اقامه نماز، ناقص است.
برقراری عدالت و آزادی، بدون سر سپردن به درگاه حق، امکان وقوع حقیقی ندارد. بدین سان، مکاتب، ایدئولوژی ها و سیاستمدارانی که بخواهند بدون توجه به امور قدسی، به شعارهای خود جامۀ عمل بپوشانند، دیر یا زود شکست خواهند خورد.

نويسنده: مجید | تاريخ: دو شنبه 3 اسفند 1389برچسب:نقش نماز در تأمین عدالت و آزادی اجتماعی, | موضوع: <-PostCategory-> |

رازهای سلامتی از زبان دانشمندان ژاپنی
 
 
اگر سلامتی‌تون برای شما مهمه، فقط کافی است به آخرین دستاوردهای متخصصین مرکز ملی هدایت (ارتقای) سلامت و رفتار شناسی توکیو توجه کنیم، آنها می‌گویند:

١- هرگز سیگار نکشید و اگر می‌کشید، نیمه آخر آن را به هیچ وجه نکشید.

٢- در حمام هیچ‌گاه مستقیما زیر دوش آب گرم نفس نکشید. کلر یک قاتل تدریجی است.

 

 


 

٣- هنگام شارژ موبایل ابتدا شارژر را به گوشی وصل کنید و سپس آن را به برق وصل کنید. بهتر است موبایل خاموش باشد.

٤- چای بیشتر از یک روز مانده را اصلا ننوشید.

٥- هنگام روشن کردن کولر اتومبیل خود ابتدا به مدت حداقل ٥ دقیقه پنجره‌ها را باز بگذارید و در پمپ بنزین‌ها کولر را خاموش نمایید.

٦- غذای خود را بیشتر از یک بار در مایکروفر گرم نکنید و بعد از آن درصورت عدم استفاده دور بریزید.

٧- هنگام غذا بین هر لقمه حداقل ١ دقیقه فاصله بگذارید و دو ساعت قبل و بعد از غذا و هنگام آن نوشیدنی ننوشید.

٨- هنگام حرکت اتومبیل، پنجره‌ها را تماما باز نکنید تا هوا بصورت باد وارد مجاری تنفسی نگردد.

٩- لوازم آرایشی را بیشتر از ٥ ساعت بر روی پوست خود باقی نگذارید. سلول‌های پوستی نیاز به تعرق و تنفس دارند. در منزل نیز تا حد امکان از لباس‌های گشاد، راحت و باز استفاده نمایید.

١٠- موهای خود را بیش از یک بار در شبانه روز شانه نکنید.مراقب ورود شوره سر (حتی بصورت نامرئی) به چشم‌ها و مجرای تنفسی خود باشید.

١١- هنگام دویدن و راه رفتن سر خود را بالا نگهدارید.هنگام نشستن و خوابیدن بر عکس سر خود را پایین نگهدارید.

١٢- توجه بیش از حد به وزن، سودمند نیست.بدن انسان قادر است بصورت خودکار میزان ورودی، جذب و میزان دفع را تنظیم نماید و اشتهای طبیعی نیز متناسب با آن می‌باشد.هرچه قدر دوست دارید بخورید.

١٣- اگر نیاز مالی ندارید، لازم نیست روزی ٨ ساعت کار کنید. بهترین تعداد ساعات کاری بین ٥ الی ٦ ساعت می‌باشد.

١٤- هرگز پشت مانیتورهای قدیمی که روشن هستند قرار نگیرید. ضرر آنها از خیلی از دستگاه‌های عکسبرداری بیشتر است.

١٥- ورزش و تحرک در ابتدای صبح نه تنها سودمند نیست بلکه خطرناک نیز هست. سعی کنید آن را در حداقل ٣ ساعت بعد از بیداری و یا عصر انجام دهید.

١٦- توجه بیش از حد به امور سیاسی، ورزشی و اقتصادی برای سلامت روان مضر بوده و در دراز مدت به علت عدم امکان تسلط بر کنترل آنها، باعث اختلالات روانی می‌گردد.

١٧- معجزه جواهر آلات برای خانم‌ها را فراموش نکنید. حتی اگر صرفا به دیدن آنها باشد.

١٨- هیچ‌گاه به پهلو نخوابید. سعی کنید در جهت عمود بر محور مغناطیسی زمین بخوابید.

 

نويسنده: مجید | تاريخ: سه شنبه 3 اسفند 1389برچسب:رازهای سلامتی از زبان دانشمندان ژاپنی, | موضوع: <-PostCategory-> |

داروخانه پروردگار

 

 

هویج حلقه شده شبیه چشم انسان است. مردمك و عنبیه و خط نوری كه به چشم میرسد درست مانند چشم انسان میباشد. تحقیقات نشان میدهد كه مصرف هویج باعث افزایش جریان خون در عملكرد چشم میشود.

 

 

وقتی گوجه فرنگی رو از وسط دو نیم میكنید چهار تا خونه میبینید كه قرمزه و دقیقا مثل قلب هستش كه اون هم قرمزه و چهار تا بخش مجزا داره. تحقیقات نشون داده كه گوجه فرنگی خون رو تصفیه میكنه.

 

 حبه های انگور روی خوشه شبیه قلب هستش و هر دونه اون شبیه سلولهای خونی. امروزه تحقیقات نشون داده كه انگور برای حیات قلب بسیار مفیده.

 مغز گردو شبیه مغز انسان هستش. نیم كره راست و نیم كره چپ. قسمت بالای مغز و پایین مغز. حتی چین خوردگی های و پیچیدگی های اون هم شبیه نئو كورتكس میباشد. در حال حاضر میدانیم كه گردو ۳۶ مرتبه نورونهای پیام رسان به مغز را گسترش میدهد.

 

 تا حالا به لوبیا قرمز دقت كردین؟ درسته... شبیه كلیه انسان هستش. تحقیقات نشون داده كه لوبیا قرمز در بهبود عملكرد كلیه نقش بسزایی داره

ساقه كرفس شبیه به استخوان است و این نوع از سبزیجات در استحكام استخوان بسیار موثر میباشد. استخوانها تشكیل شده از ۲۳٪ سدیم و كرقس هم ۲۳٪ سدیم داره. چنانچه در رژیم غذایی شما سدیم وجود نداره كرفس میتونه این كمبود رو جبران كنه.

 

 آوكادو و گلابی و بادمجان برای سلامت سرویكس و رحم در خانمها بسیار موثر میباشد. امروزه تحقیقات نشان میدهد كه اگر خانمها در هفته یك عدد آوكادو مصرف نمایند هورمونهای آنها متعادل میشود و از بروز سرطان رحم جلوگیری میكند. جالبه كه بدونید ۹ ماه از شكوفه كردن آوكادو تا رسیدن میوه آن طول میكشه

انجیر پر از دونه هستش كه باعث افزایش تعداد و حركت اسپرم مرد و همچنین جلوگیری از عقیم شدن میشود

سیب زمینی استامبولی شبیه لوزالمعده هستش كه باعث تعادل قند خون در بیماران دیابتی میشود.

زیتون به سلامت و عملكرد تخمدان كمك میكند

كریپ فروت و پرتقال و انواع مركبات شبیه غده های شیری هستند و در سلامت سینه و جنبش غدد لنفاوی در سینه موثر است.

پیاز شبیه سلولهای بدن میباشد. امروزه تحقیقات نشان داده است كه پیاز نقش مهمی در خروج مواد زائد در بدن را داراست و باعث ریزش اشك و شستشوی لایه مخاطی چشم میگردد

نويسنده: مجید | تاريخ: سه شنبه 3 اسفند 1389برچسب:داروخانه پروردگار, | موضوع: <-PostCategory-> |